منتقد سینما: فاطمه عبدالمحمدی فیلم “آبستن” به کارگردانی محمد تنابنده و مصطفی تنابنده محصول سال 1403 یکی از آثار جدی در کارنامه هنری محسن تنابنده است که او را در نقشی کاملاً متفاوت از آنچه بیشتر مردم از او میشناسند (مانند شخصیت نقی معمولی در پایتخت) قرار میدهد. این فیلم یک درام اجتماعی است که […]
منتقد سینما: فاطمه عبدالمحمدی
فیلم “آبستن” به کارگردانی محمد تنابنده و مصطفی تنابنده محصول سال 1403 یکی از آثار جدی در کارنامه هنری محسن تنابنده است که او را در نقشی کاملاً متفاوت از آنچه بیشتر مردم از او میشناسند (مانند شخصیت نقی معمولی در پایتخت) قرار میدهد. این فیلم یک درام اجتماعی است که به موضوعی حساس و چالشبرانگیز میپردازد.
خلاصه داستان (بدون اسپویل کامل):
«افشین» و «مهری» زن و شوهری که در منطقهای در شمال کشور در جایی آرام بهدور از هیاهو زندگی میکنند، و این دو فرزندی دارند به نام غزل. اما غزل دختر واقعی افشین نیست. شغل افشین صیادی و شکار است. او به خاطر هدفی، توبۀ پنج سالۀ خود را میشکند و چهار نفر را میخواهد از مرز عبور دهد و شرط او برای عبور، ضرورت وجود سحر هست تا از مرز عبور کنند، شخصیتهای داستان بهنام «سامان،امیر،مریم و سحر» هستند که میخواهند از مرز عبور کنند.
آنها در حین جمع کردن وسایل خود هستند که همسر سحر به نام «بهمن» که سحر بدون او میخواسته از کشور خارج شود وارد محوطۀ خانۀ افشین میشود و افشین که خود را از هدفش دور میبیند با کشانده بهمن به سمت کشتارگاه(آلونک) و با زدن ضربهای بر سر بهمن او را بیهوش میکند. داستان با نیامدن سحر به دلیلی بارداریاش به سمت مسیر دیگری حرکت میکند و اینجاست که آبستن بودن سحر جریان داستان را تغییر میدهد.
رمزگان اجتماعی:
گفتار:فیلم در شمال کشور در منطقۀ آستارا گرفته شده است و «افشین»و «مهری» که متعلق به آن منطقه هستند بدون هیچ گویشی محلی با یکدیگر صحبت میکنند.
محیط: در کنار رودخانۀ آرام، در خانهای حقیرانه.
لباس: فقط لباس «مهری» که متعلق به شمال کشور است سعی بر این بوده که محلی باشد ولی با اینحال با لباس محلی زنان آستارا متفاوت است و لباس «افشین» تنها پوشش بارانی و چکمه بلند است که نشاندهدهندۀ زندگی در منطقه شمالی است. لباس «مریم» قشر متوسط جامعه را نشان میدهد و «امیر» که شخصِ پولدار این گروه است مناسبتر و بهتر است. لباس «سحر» با این که در فقر و بدبختی و کرایه خانهاش عقب افتاده است با کلاه و شالگردنش سِت و مرتب است و «بهمن» لباسی کهنهتر در مقایسه با دیگر افراد دارد.
نقاط قوت فیلم:
1. بازی محسن تنابنده: شاید برجستهترین نکته فیلم، بازی محسن تنابنده در نقش محسن باشد. او در این نقش، تصویری باورپذیر و تأثیرگذار از مردی ارائه میدهد که در موقعیتی دشوار قرار گرفته و با استیصال، درماندگی و فشارهای مختلف دست و پنجه نرم میکند. تنابنده با فاصله گرفتن از کاراکترهای کمدی یا تیپیکال، عمق و لایههای پنهان این شخصیت را به خوبی به نمایش میگذارد و این نقشآفرینی، یکی از نقاط قوت کارنامه جدی او محسوب میشود.
2. بازی سوگل خلیق: خلیق در نقش ملیحه نیز بازی مکمل و مهمی ارائه میدهد و در کنار تنابنده، تصویر قابل قبولی از یک زن در آستانه مادر شدن که با بحرانی جدی روبروست، میسازد. شیمی میان دو بازیگر اصلی برای انتقال حس استیصال زوج مهم است.
3. موضوع حساس و چالشبرانگیز: فیلم به سراغ موضوعی میرود که در سینمای ایران کمتر به صورت مستقیم و با این جزئیات به آن پرداخته شده است. مواجهه با سقط درمانی یا تصمیمگیری درباره سلامت جنین، از نظر اخلاقی، شرعی، اجتماعی و روانی بسیار پیچیده است و فیلم تلاش میکند این پیچیدگیها را نشان دهد.
4. واقعگرایی در فضاسازی: فضای بیمارستان، خانه و موقعیتهای خانوادگی تا حد زیادی واقعگرایانه به تصویر کشیده شدهاند که به باورپذیری شرایط کمک میکند.
نقاط ضعف فیلم:
1. ریتم کند و گاه خستهکننده: فیلم در برخی لحظات دچار کندی ریتم میشود و ممکن است برای برخی تماشاگران خستهکننده به نظر برسد. تمرکز بیش از حد بر دیالوگها یا سکوتهای طولانی بدون پیشبرد دراماتیک قوی، میتواند به این مسئله دامن بزند.
2. فیلمنامه و پرداخت سطحی برخی مسائل: با وجود انتخاب موضوعی عمیق، فیلمنامه گاهی در پرداخت جزئیات یا عمق بخشیدن به درگیریهای درونی شخصیتها یا ابعاد مختلف مسئله (مانند نگاه جامعه، خانوادههای دو طرف، مسائل شرعی و قانونی) دچار ضعف میشود. برخی دیالوگها یا موقعیتها میتوانستند قویتر و تأثیرگذارتر باشند.
3. کارگردانی معمولی: کارگردانی در فیلم “آبستن” را میتوان معمولی توصیف کرد. گرچه تلاش برای فضاسازی و نمایش استیصال شخصیتها وجود دارد، اما امضای خاص یا خلاقیت ویژهای در کارگردانی دیده نمیشود که فیلم را از سطح یک تلهفیلم خوب فراتر ببرد. قاببندیها و میزانسنها عمدتاً ساده و کارکردگرایانه هستند.
4. عدم انسجام در برخی بخشها: گاهی به نظر میرسد فیلم در انتقال حس یا پیشبرد داستان دچار عدم انسجام میشود و برخی صحنهها یا واکنشهای شخصیتها کاملاً پرداخت شده نیستند.
جمعبندی:
“آبستن” فیلمی است که عمدتاً به واسطه بازی خوب عباس غزالی در نقشی جدی و متفاوت، و همچنین انتخاب موضوعی حساس و کمتر دیده شده، قابل توجه است. غزالی در این فیلم نشان میدهد که تواناییهای بازیگری او فراتر از کمدی است و میتواند از پس نقشهای دراماتیک و پیچیده نیز برآید.
با این حال، فیلم در بخشهای فیلمنامه، ریتم و کارگردانی دچار ضعفهایی است که مانع از تبدیل شدن آن به اثری ماندگار و عمیق در زمینه سینمای اجتماعی میشود. فیلم موضوع مهمی را مطرح میکند، اما در واکاوی کامل ابعاد آن و ایجاد درگیری عمیق با تماشاگر، کاملاً موفق نیست.



















_nyaw.jpg)


