منتقد سینما: ستاره کوشا صیاد فیلم زندگینامهای ایرانی به کارگردانی جواد افشار و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی محصول سال ۱۴۰۳ است.[۲] صیاد برشی از زندگی علی صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش در زمان جنگ ایران و عراق را نشان میدهد.این فیلم اثری است که بیشتر در دسته فیلمهای هنری و تجربی قرار میگیرد تا سینمای […]
منتقد سینما: ستاره کوشا
صیاد فیلم زندگینامهای ایرانی به کارگردانی جواد افشار و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی محصول سال ۱۴۰۳ است.[۲] صیاد برشی از زندگی علی صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش در زمان جنگ ایران و عراق را نشان میدهد.این فیلم اثری است که بیشتر در دسته فیلمهای هنری و تجربی قرار میگیرد تا سینمای بدنه یا تجاری. نقد بر این فیلم معمولاً بر اساس رویکرد کارگردان در اولویت قرار دادن فضاسازی و نمادگرایی بر روایت خطی و واضح متمرکز است.
نقاط قوت احتمالی (بر اساس رویکرد فیلمهای مشابه و نقدهای موجود):
1. فضاسازی و اتمسفر: فیلمهای رضایی اغلب تلاش میکنند فضایی خاص، غالباً سنگین، رازآلود یا مالیخولیایی خلق کنند. “صیاد” نیز احتمالاً بر خلق اتمسفر بصری و صوتی متناسب با موضوع خود (شکار، جستجو، تنهایی یا راز) تمرکز دارد. استفاده از طبیعت و محیطهای خاص در این زمینه میتواند نقطه قوت فیلم باشد.
2. تصویربرداری و جلوههای بصری: در سینمای هنری، تصویربرداری نقش کلیدی در انتقال حس و مفهوم دارد. ممکن است فیلم دارای قاببندیها و ترکیببندیهای بصری قابل توجهی باشد که به جنبه نمادین اثر کمک کند.
3. نمادگرایی: عنوان “صیاد” و مفهوم شکار یا جستجو در این فیلم به احتمال زیاد کارکردی نمادین دارد و فراتر از معنای لغوی آن به مفاهیم عمیقتر روانشناختی، اجتماعی یا فلسفی اشاره میکند. تلاش فیلم برای برقراری ارتباط از طریق نمادها میتواند برای علاقهمندان به این نوع سینما جذاب باشد.
4. بازی بازیگران (در صورت موفقیت): در فیلمهایی که روایت کمرنگ است، سنگینی بار انتقال حس و مفهوم بر دوش بازی بازیگران اصلی (مانند علیرضا ثانیفر در این فیلم) میافتد. اگر بازیها موفق باشند، میتوانند به عمق بخشیدن به شخصیتها و موقعیتها کمک کنند، حتی اگر انگیزهها به وضوح بیان نشوند.
نقاط ضعف احتمالی (که معمولاً به این دست فیلمها وارد میشود):
1. ابهام بیش از حد در روایت: بزرگترین چالش فیلمهایی مانند “صیاد” برای مخاطب عام و حتی برخی منتقدان، عدم وضوح در خط داستانی و انگیزههای شخصیتهاست. ممکن است فیلم آنقدر به نمادگرایی و فضاسازی تکیه کند که داستان اصلی گنگ و نامفهوم باقی بماند.
2. ریتم کند و فقدان درگیری دراماتیک: تمرکز بر اتمسفر و نماد ممکن است باعث کندی ریتم فیلم شود. اگر این کندی با کشش دراماتیک یا ارتباط عاطفی با شخصیتها همراه نباشد، میتواند برای تماشاگر خستهکننده شود.
3. دشواری در برقراری ارتباط با تماشاگر: ماهیت انتزاعی و نمادین فیلم ممکن است ارتباط عاطفی یا حتی فکری تماشاگر با اثر را دشوار کند. مخاطب ممکن است صرفاً نظارهگر باشد بدون اینکه درگیر سرنوشت شخصیتها شود یا پیام فیلم را درک کند.
4. ادعاهای فلسفی یا روانشناختی بدون پشتوانه روایی قوی: گاهی فیلمهای نمادین تلاش میکنند مفاهیم عمیق را مطرح کنند اما به دلیل ضعف در ساختار روایی، این مفاهیم به درستی منتقل نمیشوند یا سطحی به نظر میرسند.
جمعبندی:
“صیاد” به نظر میرسد فیلمی است که آگاهانه از مسیر سینمای داستانگو و سرراست فاصله گرفته و تلاش میکند از طریق تصویر، نماد و فضا به دنیای درونی شخصیتها یا مفاهیم مورد نظر کارگردان بپردازد. این رویکرد برای بخشی از مخاطبان که به دنبال تجربهای متفاوت و چالشبرانگیز در سینما هستند و از تفسیر نمادها لذت میبرند، میتواند جذاب باشد.
اما برای بخش عمدهای از مخاطبان که به دنبال داستانی منسجم، شخصیتهایی قابل فهم و گرهگشاییهای منطقی هستند، “صیاد” احتمالاً فیلمی دشوار، خستهکننده و نامفهوم خواهد بود. موفقیت فیلم در نهایت به این بستگی دارد که چقدر توانسته در انتقال حس و مفهوم از طریق ابزارهای غیرروایی خود موفق عمل کند و آیا ابهام آن “هنری” و تأملبرانگیز است یا صرفاً ناشی از ضعف در پرداخت.
به طور خلاصه، “صیاد” فیلمی است که باید با پیشفرض یک اثر هنری و نمادین به تماشای آن نشست و انتظار یک روایت خطی و سرگرمکننده را نداشت. ارزشگذاری نهایی آن بستگی به میزان موفقیت فیلم در برقراری ارتباط (حتی به شیوهای غیرمستقیم) با تماشاگر و عمق مفاهیم مطرح شده از طریق نمادها دارد.
- نویسنده : ستاره کوشا



















_nyaw.jpg)


