علیرضا مفتخری مظاهری / منتقد سینما فیلم ظاهر به کارگردانی حسین عامری و تهیه کنندگی محمدرضا کریمی صارمی یکی از آثار حاضر در جشنواره فیلم فجر چهل و دوم است که محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به حساب می‌آید. فیلم ظاهر ساختار منسجمی ندارد و روایت های گسسته و بدون ریشه (همانند شخصیت […]

علیرضا مفتخری مظاهری / منتقد سینما

فیلم ظاهر به کارگردانی حسین عامری و تهیه کنندگی محمدرضا کریمی صارمی یکی از آثار حاضر در جشنواره فیلم فجر چهل و دوم است که محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به حساب می‌آید.

فیلم ظاهر ساختار منسجمی ندارد و روایت های گسسته و بدون ریشه (همانند شخصیت هایش) را با دیالوگ های کلیشه ای و شعاری در بستری که مکان و زمان نامعلومی را بدون هویت به نمایش می کشد.این فیلم در بهترین حالت یک تله فیلم داستانی و تلویزیونی می توانست باشد که شایستگی حضور در جشنواره فجر را به هیچ عنوان نداشت.

نکته تعجب بر انگیز آن است که این فیلم توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهیه شده است که داستان و روایت آن هیچ ارتباطی با اهداف و ساختار کودکان و نوجوانان نداشت.

فیلم که در یک آشفتگی روایت و شخصیت پردازی اسیر شده است سعی دارد با سمبل سازی و اداهای روشنفکری روایتی از مفقودان جنگ تحمیلی را نشان بدهد که به شدت ناکام می ماند.

سمبل های استفاده شده بیش از آنکه در خدمت حاکمیت و مردم باشد چهره ای تلخ و سیاه از ایران به مخاطب خارجی نشان می دهد.
نمایی از مردم فقیر و بدبخت که با گاو و گوسفند زندگی می کنند و حتی خانه های ایشان در حال فروپاشی و ویرانی است.

دور تا دور خانه های مردم پر از سرباز و پادگان نظامی است و به نوعی به مخاطب چنین وانمود می کند این سرزمین با مردمان بدوی دچار زیست میلیتاریستی( نظامی) هستند و سایه حکومت نظامی بالای سر ایشان وجود دارد.

ظاهر که نام سربازی است که عاشق مریم از اهالی روستا می شود اما چون بی ریشه و پرورشگاهی است پدر مریم مخالف خواستگاری او از دخترش است.

همین نشان دادن بی هویتی و سر راهی بودن سربازی که برای دفاع از سرزمین ایران به جنگ اعزام می شود و بعد یک مرتبه غیب ( مفقود الاثر) می شود کاملا جهت نگاه جشنواره ای خارجی و ضد ایرانی این فیلم را مشخص می کند.

اما نکته عجیب آن است که این اثر با این همه هجمه به هویت و فرهنگ ایرانی در حالیکه چنگ در صورت حاکمیت می زند چگونه با بودجه دولتی در کانون پرورش فکری ساخته شده است؟

شخصیت های بدون عمق و سطحی که هیچ پرداخت ساختاری بر روی آن نشده است و فقط گویا مانتد مداد در جلو دوربین ظاهر می شوند تا دیالوگی کلیشه ای و شعاری را بر زبان بیاورند و بروند. شخصیت های گنگ و بی هدف که معلوم نیست با خودشان و دیگران چندچند هستند.

داستان بدون انسجام و بی سر و ته _ قصه بدون پیرنگ _ ساختار غیر دراماتیک _ بازی های بسیار آماتور _ کارگردانی عجیب و غریب _ ژانری که مشخص نیست_ سمیل های ضد میهنی و فرهنگی معجونی را ساخته است که آدم را یاد دوستی خاله خرسه می اندازد که با شعار نشان دادن ۱۱ هزار مفقودالاثر جنگ تحمیلی به میدان آمده و گِل بر چهره جنگ و ایران پرتاب می کند.

یکی دیگر از سمبل های این فیلم کبوتر سپیدی است که نماد آزادی بوده که توسط همان سیستم میلیاریستی اسیر شده و در زیر لباس نظامی پنهان می شود و سرباز حاضر نیست آن را از زیر لباسش خارج کرده و به کس دیگری بسپارد.این غیر از آن است که این فیلم بصورت سمبلیک نشان از احاطه آزادی در این سرزمین توسط نظامی گری را دارد؟

دشمنی این فیلم با پدرها نیز استعاری بوده و نشان می دهد در این سرزمین هیچ پدری صلاحیتداری وجود ندارد . یکی بچه اش را سر راه می گذارد. دیگری بچه اش را به جرم عاشقی کتک می زند.پدری دیگر که ظاهر را بزرگ کرده و پدرخوانده او است یک مرتبه ظاهری می شود و با همان سرعت که آمده غیب می شود. تنها پدری هم که اندکی خانواده دار می باشد توسط ظاهر بر روی صورتش گِل و لای پاشیده می شود.

این فیلم یک فاجعه بزرگ و توهینی آشکار به آرمانهای انقلاب بود که با ظاهری دوستانه بدترین دشمنی با ایران و ایرانی و قهرمانان جنگ را نشان می دهد.فیلمی که این سرزمین را بدون هویت و اصل و نسب در دوران فلاکت و بربریت نشان داد.هیچ نمادی از سنت و بویی از اصالت در این فیلم موجود نیست.

براستی باید از کارگردان و تهییه کننده این فیلم سوال شود:

((خدا وکیلی خودتان متوجه شدید چه فیلمی ساختید؟))

این فیلم را واقعا برای دفاع از ۱۱ هزار مفقود الاثر جنگ تحمیلی ساختید یا اینکه با هجو سربازان و مدافعان دفاع مقدس چهره آنها را مخدوش کنید؟

 

  • نویسنده : علیرضا مغتخری مظاهری