رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش درباره شاهنامه گفت: اگر اندیشه میان‌فرهنگی را به معنای دیدن جهان از منظر دیگری بدانیم، شاهنامه را می‌توان یکی از آثار مهم ادبی برای تامل درباره امکان تفاهم میان انسان‌ها و فرهنگ‌ها دانست. به گزارش شاینا به نقل از ایرنا از روابط عمومی رایزنی فرهنگی اتریش، چهارمین سمپوزیوم […]

رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش درباره شاهنامه گفت: اگر اندیشه میان‌فرهنگی را به معنای دیدن جهان از منظر دیگری بدانیم، شاهنامه را می‌توان یکی از آثار مهم ادبی برای تامل درباره امکان تفاهم میان انسان‌ها و فرهنگ‌ها دانست.

به گزارش شاینا به نقل از ایرنا از روابط عمومی رایزنی فرهنگی اتریش، چهارمین سمپوزیوم مطالعات ایرانی با عنوان «پروفسور روبرت آدام پولاک؛ زندگی، آثار و میراث» به همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش و در خانه حکمت ایرانیان، وین برگزار شد.

در این برنامه، روبرت آ. پاتزنر، نوه روبرت آدام پولاک دانشمند زیست‌شناس اتریشی، نصرت‌الله رستگار، معاون سابق انستیتو ایران‌شناسی آکادمی علوم اتریش و مدرس سابق دانشکده شرق‌شناسی دانشگاه وین و رضا غلامی، استاد فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش، به ایراد سخنرانی پرداختند.

رضا غلامی، استاد فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنی و تمدنی و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش، سخنرانی خود را با عنوان «فردوسی و رویکرد میان‌فرهنگی» ارائه کرد.

غلامی در آغاز سخنان خود تاکید کرد: قصد ندارد به قرائت‌های رایج درباره فردوسی و ملی‌گرایی بپردازد، بلکه می‌خواهد ظرفیت دیگری از شاهنامه را بررسی کند؛ یعنی ظرفیت آن برای گفت‌وگوی میان‌فرهنگی، شناخت دیگری و عبور از مرزبندی‌های قومی و فرهنگی.

وی میان «چندفرهنگ‌گرایی» و «میان‌فرهنگ‌گرایی» تمایز قائل شد و توضیح داد: میان‌فرهنگ‌گرایی فراتر از همزیستی فرهنگ‌هاست و بر گفت‌وگوی فعال، تاثیر متقابل فرهنگ‌ها، به رسمیت شناختن دیگری به عنوان یک سوژه برابر و عبور از خودمحوری فرهنگی و قومی تاکید دارد. هر گفت‌وگوی میان‌فرهنگی نیازمند یک افق مشترک است و در شاهنامه فردوسی، می‌توان این افق مشترک را در مفهوم خرد یافت.

غلامی در جمع‌بندی سخنان خود گفت: اگر اندیشه میان‌فرهنگی را به معنای دیدن جهان از منظر دیگری، گفت‌وگوی انتقادی با او و جست‌وجوی حقیقتی مشترک فراتر از مرزهای خون، تبار و جغرافیا بدانیم، شاهنامه را می‌توان یکی از آثار مهم ادبی برای تامل درباره امکان تفاهم میان انسان‌ها و فرهنگ‌ها دانست.

وی تاکید کرد: شاهنامه تنها درباره گذشته ایران سخن نمی‌گوید، بلکه می‌تواند در جهان امروز نیز الهام‌بخش گفت‌وگو درباره همزیستی، کرامت انسانی، صلح و شناخت متقابل فرهنگ‌ها باشد.

شاهنامه اثر ادبی برای تامل درباره امکان تفاهم میان انسان‌ها و فرهنگ است
روبرت آ. پاتزنر، نوه روبرت آدام پولاک

روبرت آدام پولاک؛ از حقوق و ادبیات تا شرق‌شناسی و شاهنامه

روبرت آ. پاتزنر، نوه روبرت آدام پولاک در سخنرانی خود به زبان آلمانی، تصویری از زندگی شخصی، پیشینه خانوادگی، فعالیت حرفه‌ای و علایق ادبی و شرق‌شناسی پدربزرگش ارائه کرد.

وی توضیح داد که پولاک از دوران دانشجویی به شرق‌شناسی علاقه‌مند بود و در کلاس‌های مرتبط با قرآن نیز شرکت می‌کرد و حتی برخی آیات قرآن را به زبان آلمانی ترجمه کرده بود. اما مهم‌ترین دستاورد او در این حوزه، فعالیت گسترده‌اش برای ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان آلمانی بود. به گفته پاتزنر، پولاک این ترجمه را در فاصله سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۲ انجام داد.

وی با اشاره به دشواری‌های فنی کار در آن دوران گفت: پدربزرگش این ترجمه گسترده را شخصا با ماشین تحریر تایپ می‌کرد و به دلیل کمیابی نوار جوهر ماشین تحریر، برای تهیه نسخه‌های متعدد از صفحات از کاغذ کاربن استفاده می‌کرد.

 

فریدریش روکرت لحن حماسی شاهنامه را در زبان مقصد بازآفرینی کرد

نصرت‌الله رستگارT معاون سابق انستیتو ایران‌شناسی آکادمی علوم اتریش و مدرس سابق دانشکده شرق‌شناسی دانشگاه وین، سخنان خود را به زبان آلمانی ارائه کرد و بخش قابل توجهی از سخنرانی خود را به معرفی شاهنامه، ترجمه‌های آلمانی آن واهمیت این اثر در انتقال فرهنگ ایران به جهان آلمانی‌زبان اختصاص داد.

رستگار به اشاره به اینکه حدود ۳۰ تا ۴۰ سال از عمر علمی خود را صرف پروژه‌های مرتبط با شاهنامه کرده است، گفت: ویژگی برجسته این ترجمه، منظوم و شاعرانه بودن آن و در عین حال پرهیز از زبان پیچیده و خشک دانشگاهی است؛ به گونه‌ای که مخاطب عمومی نیز می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. مترجم این اثر را معرفی کرد و توضیح داد که این ترجمه متعلق به فریدریش روکرت (Friedrich Rückert)، شاعر و شرق‌شناس برجسته آلمانی قرن نوزدهم است.

به گفته وی، روکرت با تسلط عمیق بر زبان و ادبیات فارسی توانسته بود بخش‌های گسترده‌ای از شاهنامه را به زبان آلمانی ترجمه کند و در این کار، تلاش کرده بود وزن و لحن حماسی اثر فردوسی را نیز در زبان مقصد بازآفرینی کند.

رستگار این ویژگی را از جنبه ترجمه‌شناختی بسیار مهم دانست؛ زیرا انتقال یک متن حماسی منظوم با حفظ وزن، موسیقی و فضای ادبی آن از فارسی به آلمانی، کاری دشوار و کم‌نظیر است.

 

جایگاه زنان در شاهنامه

وی با اشاره به برخی برداشت‌های کلیشه‌ای درباره جوامع شرقی، گفت: زنان در شاهنامه صرفاً شخصیت‌هایی حاشیه‌ای یا محدود به فضای خانه نیستند، بلکه در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی حضور دارند. زنان در شاهنامه می‌توانند در مقام پادشاه، شخصیت‌های هنری، مشاوران خردمند و حتی در میدان‌های نبرد ظاهر شوند و در بسیاری از روایت‌ها نقش فعال و تعیین‌کننده‌ای دارند.

وی با اشاره به سابقه فعالیت خود گفت: حدود ۲۵ سال تنها مدرس این حوزه بوده است و ابراز تأسف کرد که پس از پایان فعالیت او، ایران‌شناسی در فضای دانشگاهی اتریش با کم‌توجهی مواجه شده و جایگاه آن در ساختار دانشگاهی تضعیف شده است.